هم پریشان حسینم هم پریشان حسن
محمدحسین پویانفرپسندیدن54
بازدید4.3K
(هم پریشان حسینم، هم پریشان حسن)2 (ای به قربان حسین و ای به قربان حسن)2 (روز اوّل مادرم چشمان من را نذر کرد)2 این یکی آنِ حسین و آن یکی آنِ حسن ای به قربان حسین و ای به قربان حسن ... (هر شبی که فاطمه بر روضههامان میرسد)2 هست گریان حسین و هست گریان حسن نه که دنیا، دینمان را هم کریمان میدهند من که ایمان دارم از اوّل به قرآن حسن ای به قربان حسین و ای به قربان حسن ... (زیر ایوان نجف دیدم که روزی میرسد)2 یا حسن جان مینویسم زیر ایوان نجف ای به قربان حسین و ای به قربان حسن ... قاسمش وقتی به میدان زد حسین آهسته گفت: میرود جان حسین و میرود جان حسن نعره شد إن تَنکُرونی فَأَنَا ابنُ المُجتَبیٰ تیغ را چرخاند و گفت: این است طوفان حسن (روضههای ما همه لطف امام مجتبیست)2 (شکر هر شب میروم در زیر باران حسن)2 (هم پریشان حسینم، هم پریشان حسن)2 ای به قربان حسین و ای به قربان حسن ...