هم باب رحمت و هم باب حاجتی
علی نجفیپسندیدن0
بازدید700+
هم باب رحمت و هم باب حاجتی جانم جانم جانم زینب سر تا پا عصمت و پا تا سر غیرتی جانم جانم جانم زینب زینب همان کسی که سر خود به مَحمل زند سپس وسط ندبه چادر کمر زده برود میدان غوغا به پا کند وسط خطبه زمین صامت شد، زمان ایستاده و آویزِ شتر از حرکت افتاده همه میگفتند دوباره حیدر به خیبر رفته نغمهی حق سر داده یا زینب یا زینب... معنای عفّت و حافظ معجری جانم جانم جانم زینب سر تا پا فاطمه پا تا سر حیدری جانم جانم جانم زینب زینب همان کسی که دهد عباس اما نخی زِ معجر خود را نه! برا شادی دل سادات لعنالله علی ابن مرجانَه به زهرا رفته چقدر این دختر به گیتی مانند او نزاید مادر فهیمه زینب، علیمه زینب میره رو منبر میشه دقیقاً حیدر **** صبر او اشک ناتوانی نیست صبر او ذوالفقار در بند است گاه با صبر گاه با خطبه تیغ او در نیام بُرّنده است