
همین که تو باشی کنارم خوشم تو را اینقدر هم که دارم خوشم بمان راضیام از علی روبگیر بمان دست خود را به پهلو بگیر نبین چادرت رنگ و رو باخته لباس تو از خون گل انداخته خودم چادرت را رفو میکنم لباس تو را شستشو میکنم تو ای شمع من سوسو مزن ورم کرده بازو، جارو مزن مرنج و مرنجان مرا اینهمه عزیز دلم نان نپذ فاطمه برایت خودم پخت و پذ میکنم در خانه را هم عوض میکنم تو ای آرزویم بهارت کجاست بگو با علی