همیشه چشم خیسم ابری بود
حاج حسن خلجپسندیدن2
بازدید1.5K
همیشه چشم خیسم ابری بود هرجا كه قطره آبی نوشیدم یا كه توی آغوش یه مادر كودك شش ماهه می دیدم با صوت تكبیر مؤذنی می افتادم یاد برادرم هر جا كه میدیدم سه ساله ای جون می دادم یاد خواهرم وای وای وای دل خونبار وای وای وای سر بازار ناموس خدا مجلس اغیار 2 بروی شونه های مجروحم كشیده ام غمهای دنیارو خودم بروی بوریا چیدم یكی یكی اعضای بابارو بوسه به رگ های گلو زدم وقتی همراه من سرش نبود دستاشو تو دستام گرفتمو دیدم بابا انگشترش نبود وای وای وای پر از دردم وای وای وای قدم شد خم من موندم یك پیكر درهم 2