همیشه او به گدا کمتر از
امین قدیمپسندیدن15
بازدید6K
همیشه او به گدا کمتر از حسن می داد ... که خلق ثبت کند صاحب کرم حسن است ... کریمی حسن است این که مرثیه گفتند ... در اصل بانی اشعار محتشم حسن است ... هر آن که شد حسنی می شود حسینی پس ... ببین که ریشه ی هفتاد و دو علم حسن است تمام آرزوی نقره کارها این است ... زمان آن برسد نقش هر قلم حسن است ... نوادگان حسن صاحب ضریح شدند ... فقط به خاطر زهراست بی حرم حسن است ... شهید آب حسینو شهید آب حسن ... قتیل تیغ حسینو قتیل سم حسن است ... همیشه او به گدا کمتر از حسن می داد ... که خلق ثبت کند صاحب کرم حسن است ... یا حسن ، یا مولا ... ***** حق بده خیلی هوای بوسه هایت کرده ام ... از عمو جان بیشتر بابا صدایت کرده ام ... عمه دستم را گرفته بود اما آمدم ... فکر کردی که عمو جانم رهایت می کنم ... خواست تا دستت زند با دست خود نگذاشتم .. پیش تو افتاد دستی که فدایت کرده ام ... پیش داد مادرت پیراهنت را کند و برد ... دید لشکر آمدم خود را عبایت کرده ام ... آنقدر من را کشیدند آخرش مردی شدم ... اینقدر گویم که در آغوش جایت کرده ام ... هر چه میخواهند بر من می زنند و می روند ... شکر قدری از نوک نیزه جدایت کرده ام ... آخرش من را مشبک کرده اند این نعل ها ... راضیم خود را ضریح کربلایت کرده ام ...