همون شیری که با چشم خودش شکار میکنه
محسن عرب خالقیپسندیدن0
بازدید1.3K
همون شیری که با چشم خودش شکار میکنه با قنبر توی گرما تقسیمِ کار میکنه نمیشینه روی تخت خلافت علی یتیما را روی دوشش سوار میکنه تنهایِ تنهایِ تنها میکشه روی دوشش بار دنیا میکشه وقتی قامت میبنده دیگه طبیب راحت تیر از پای مولا میکشه بی خبر نمیزنه، بی ثنر نمیزنه نیرنگ و حتی به اون دو نفر نمیزنه اشتباه نمیزنه، بیگناه نمیزنه سردار رو میزنه، سرباز سپاه نمیزنه