نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

همه کرات پهنه بزم تو حسن گردش زمین بسته به عزم تو هستم علی هو کشید نوبت جنگ تو رسید شده نه فلک خیره به رزم تو حسن کاری کردی تو جمل با دشمنی یک نفره که حتی خدا میگفت اون پایین چه خبره جلو دار حسن، جگردار حسن تکرار جنگ حیدر کرار حسن همه بیقرار میکردند فرار تا خشم تو میشد پدیدار حمله رو ببین علیوار ابن الحیدر و کرار این جارو ببین با یک ضربت صد تا کشته به جا میذاره آخ یل رو ببین شیر لشکر رو ببین به جمل نگاه کن و صبح خیبر رو ببین مرد رو ببین بی همآورد رو ببین شتر فتنه رو با یک ضربه پی کرده ضربه هاش شکاریه لشکر فراریه ای نسل سقیفهای این هم جوابی شمشیر حسن خودش اینجا یه راویه ضربه میزد و میگفت لعنت بر معاویه
هنوز نظری ثبت نشده