همهکارهی خون خدا اومد و
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن35
بازدید23.7K
همهکارهی خون خدا اومد و پسر شاه کربوبلا اومد و کویر دل ما داره جون میگیره توی شهر مدینه بارون میگیره دل حضرت لیلا آروم نداره حسین اسم علی رو براش میذاره دلا بیقراره، شمیم بهاره باز لبخند میزنه تُو گهواره اکبر خَلقاً منطقاً و خُلقاً پیمبر کاش بشه عیدی بگیریم تُو همین نوکریا رسیده جشن ویژهی ما علیاکبریا توی شب ولادتش میخونن آذریا علیاکبر خوش گَلدی آقا... ***** صدای اذونش توی دنیا تَکه خندههاش بخدا معدن نمکه همه گُل میریزن ملائک زیر پاش "و إن یَکاد" میخونه بیبی لیلی براش صورتش مثل قرص قمر میمونه شبیه عمو عبّاسه، پهلوونه صدای بارونه که داره میخونه باز الحق که نوهی حیدر رو عشقه شهزاده علیِ اکبر رو عشقه این شبا میگن شاعرا، مدّاحا، منبریا از درِ خونهی حسین دستِ خالی نریا جشن علیاکبره و میخونن آذریا علیاکبر خوش گَلدی آقا...