همه عمر بر ندارم
حنیف طاهریپسندیدن6
بازدید4.3K
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف به امید آن که روزی به شکار خواهی آمد کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ***