همه روزا رو با تنهایی میجنگه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن6
بازدید2.5K
همه روزا رو با تنهایی میجنگه برا پسرش چقده دلش تنگه ویلی ویلی علی الخیم ویلی ویلی علی الحرم چی سرت اومد ای پسرم ای پسرم پسرامو کشتن فدا سر حسینم قمرامو کشتن فدا سر حسینم پاییز اومد و برگ و بارمو گرفتن ثمرامو کشتن فدا سر حسینم ای دل ای دل، دوباره انگار عاشوراس ای دل ای دل، صاحب عزاس امشب عباس همه پسراش مث نور مهتابن همه پسراش فدایی اربابن از نسل شاه لافتى شیران دشت کربلا جون به کف و دلشدهى خون خدا با این که امان نامه واسشون آوردن یه ثانیه از خیمهها تکون نخوردن چار تا دلاور چهار تا شیر میدون علم حسینو رو شونهشون میبردن ای دل ای دل، دوباره انگار عاشوراس ای دل ای دل، صاحب عزاس امشب عباس یه مادری که حالا دیگه تنها شد تشنه برای دیدن یه سقا شد دلگیر از دست روزگار خسته دلتنگ و بیقرار اشک تو چشمات شبیهِ ابر بهار داره میره اما با قامت خمیده حالا دیگه مادر به آرزوش رسیده میگه همه جا بشنون تموم مردم مادر اباالفضل یه مادر شهیده ای دل ای دل، دوباره انگار عاشوراس ای دل ای دل، صاحب عزا امشب عباس