همسنگر بیمثل و مانندم، خدیجه
حنیف طاهریپسندیدن7
بازدید7.5K
همسنگر بیمثل و مانندم، خدیجه بر عشق تو یک عمر پابندم، خدیجه ای در تمام عرصهها سنگ صبورم ای یاور دیرینم، کوه غرورم شد پشتگرمیام همیشه همّت تو ترویج دین آغاز شد با ثروت تو سرمایهی اصلیِ آیین پیمبر مال حلالت بوده و شمشیرِ حیدر تو اولین زن در دیار مسلمینی منصوب حق بر نام اُمُّالمومنینی تو حامیِ زحمتکش دین خدایی تنها پرستار مناجات حَرایی در مهربانی و وفا، غوغا تو هستی الگوی همسرداریِ زهرا تو هستی حالا دِگر گیسو سپید و قد کمانی در نوایی اشهد خود را بخوانی دستان پُر مِهر تو دیگر پینه بسته گَرد غریبی بر سر و رویت نشسته تو واسطه کردی به سویم دخترت را تا بین پیراهن بپیچم پیکرت را بر آبرویت، حق درِ رحمت گشوده از آسمان بهرت کفن نازل نموده هرگز کسی معنای عریان را نفهمد جز گیسوی زینب، پریشان را نفهمد