نصب اپلیکیشن نوا
تصویر جواد مقدم - هست مرا حسرت تمّارها

هست مرا حسرت تمّارها

[ جواد مقدم ]
هست مرا حسرت تمّارها
شیعه شدم شیعه‌ی این دارها

مادر من تا که مرا شیر داد
ناد علی خوانده مرا بارها

نام تو گفتیم بزرگی کنیم
سایه‌ی گل هست بر این خارها

ما نَه فقط، ریخته پیغمبران
پیشکش تو سَر و دستارها

تا که پیمبر شب معراج دید
روی تو را در همه تالارها

بر لب او نام تو سوگند شد
نام تو همنام خداوند شد

*****

کعبه گرفته به کفَش جان خویش
خاک شده خاک سلیمان خویش

صاحب خانه به در خانه بود
کعبه پس از این شده مهمان خویش

با همه بت‌های خودش سجده کرد
بر قدم حضرت سلطان خویش

کعبه به خود گفت که آخر رسید
آن که تو را ساخته دربان خویش

باید از این راه نیاید امیر
راه گشا، راه به دستان خویش

کعبه قدم بر سر افلاک زد
پیش علی سینه‌ی خود چاک زد

*****

تا رُخَت ای ماه پدیدار شد
یوسفِ یعقوب گرفتار شد

کعبه فقط خاک و گِل و سنگ بود
آمدی و معدن اسرار شد

کعبه در آغوش زمین خوابِ خواب
با نفَس قدس تو بیدار شد

کعبه نمی‌خواست که بیرون شوی
چشم نبی دیده و ناچار شد

کعبه درِ بسته‌ی خود باز کرد
معنی توحید پدیدار شد

آمدی از عرش خبر می‌رسد
طنطنه‌ی «کَیفَ بشر» می‌رسد

*****

وقت نبردت شده پروردگار
باز به وجد آمد از این تار و مار

مانده‌ام این‌جا که تویی وقتِ رزم
یا که خدا آمده در کارزار؟!

وای که حتّی مَلَکُ‌الموت هم
می‌کند از پیش نگاهت فرار

پشت ندارد زرهت، پشت تو
نیست به جز یک‌سره سنگ مزار

خصم به میدان نزده شد دو نیم
بَه‌بَه از این حیدر و این ذوالفقار

نقش به پیشانی تو فاطمه‌ست
ذکر رجزخوانی تو فاطمه‌ست

*****

نیست غمی شوق شما تا که هست
هست گدا سفره‌ی آقا که هست

گفت به مجنون که چه داری، برو
گفت در این دل غم لیلا که هست

هر چه بلا هست، چه غم، باک نیست
بر سر ما سایه‌ی مولا که هست

پیش تو گیریم نداریم جا
خب قسم حضرت زهرا که هست

خصم کجا و حرَم دخترش؟!
بر سر آن پرچم سقّا که هست

شُکر امیر آمد و نِعمَ‌الامیر
دست، تُهی آمده دستم بگیر

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل