هستیم در می خانه دائم مست باده
ابوذر روحیپسندیدن9
بازدید1000+
هستیم در مِیخانه دائم مست باده دارد چقدر اینجا گدایی استفاده کوثر عوض کرده دلِ حیدر پسندم بالانشینم کرده یک ساغر چه ساده با یا علی و یا علی معراج رفتم برده مرا تا عرش این پای پیاده از چشمهای من بهشت افتاده وقتی طوبای لیلا در مدینه بار داده میگفت در گوشش اذان میگفت اقامه امشب علی هم داشت حالی فوقالعاده کاری ندارد از همه سلمان بسازد وقتی تصدق میکنند این خانواده حال خوشی در خلوت محراب داریم امشب حسابی کار با ارباب داریم یار گدای بیسروسامان حسین است مجنونِ لیلاییم لیلایمان حسین است آنکس که میمیرد برای گریه ماییم آنکس که عشقش کرده رسوا ماییم خیر از جوانی دیدهایم الحمدالله ماها که یک عمر است دنیامان حسین است دیوانهی روی علی ابن الحسینیم بس که خیال و خواب و رویامان حسین است ذاتاً علیاکبر کَرم دارد نگاهش بس که دو چشمش مثل آقامان حسین است ما را کنار سفره با آقا نشاندند رزق مناجات سحرها را رساندند ابروی او دائم سرِ پیکار دارد یوسف کجاها انقدر بازار دارد؟ از آستینش درمیآید صد چو میثم از بس که نخل چشمهایش بار دارد کار توسلهای ما بالا گرفته چون جلوه از هر پنجتن بسیار دارد هم شانهی عباس میآمد که گفتند بین مدینه مجتبی هم یار دارد از بس شده دلتنگ آغوش پیمبر دائم به بوسیدن حسین اصرار دارد وقتِ سحر بین مصلای قیامت صوت اذانش بیشتر بازار دارد دیدیم در توحید چشمش ماسَوا را اول خدا دوم خدا سوم خدا را تقسیم کردند از نگاهش نورها را مِی کردند از لعل او انگورها را قدری نمک از سفرهاش روزیمان شد معدن خریدند از جوانها شورها را ما را سوار کشتی ارباب کردند نزدیکتر دیدیم با او دورها را تنزیل اسم اعظم حیدر فقط اوست عیسی شفا دادهست با او کورها را دیدیم چون موسی شب هشت مُحرم زیر نقاب چهرهی او طورها را اکبر یکی دو تا سه تا یا صد برابر فهمیدهایم از کثرتش منظورها را در کربلا محشر به پا کرد و زمین خورد لشکر برایش کوچه وا کرد و زمین خورد