هزار تا لختهخون به مو دارم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن21
بازدید500+
هزار تا لختهخون به مو دارم ولی دلم خوشه عمو دارم انقد که زخمیام، کارم تیمّمه امّا با خون دل وضو دارم (معجرم میسوخت هدیهی تولّدم رُو سرم میسوخت واسه من دل علی اصغرم میسوخت معجرم میسوخت) ۲ آخر کاری منو میزنن تُو هر خواب و بیداری منو داره میکشه زخمای کاری آخر کاری آی عمو عبّاس کجا بودی که رقیّه کمک میخواست رفتی و حالا سر کشتنم دعواست آی عمو عبّاس کاشکی میمردم از رُو ناقه اون شبی که زمین خوردم منو زد وقتی شنید اسم تو رو بردم کاشکی میمردم ... صورت یک فرشته رو با پراشون فرشتهها پاک میکنن یه مرغ عشق زخمی رو همون جایی که جون میده خاک میکنن اونی که آروم نمیشد شبا صدای گریههاش بالاخره چشماشو بست با دیدن سر باباش عمّه دلش پریشونه خاک میکنه غریبونه جسم فرشته رو تُو کنج ویرونه حتّی جای بوسه رُو این بدن نمونده حتّی یه معجرم برا کفن نمونده حسین...