چارهای کن، رخ گلهای تو نیلی نشود
علی اکبر زادفرجپسندیدن11
بازدید800+
چارهای کن، رخ گلهای تو نیلی نشود سهم اطفال مصیبتزده سیلی نشود چارهای کن که ز مرغان حرم پَر نَبُرند پیش چشمان رقیه سرِ اصغر نَبُرَند چارهای کن که ز اطفال حرم پَر نبُرَند پیش چشمان سکینه سرِ اصغر نَبُرَند ***** گیرم که تمام رَه شده طی برگرد خونَت شده شرطِ دادنِ ری برگرد گر وعده تو را میوهی نوبر دادند نوبر سر اصغر است بر نی، برگرد ****** برگرد اگه دستای زینبو بسته نمیخوای برگرد اگه پای رقیه رو خسته نمیخوای برگرد آخه اینجا بعیده بارون بباره برگرد آخه رباب هزارتا آرزو داره ***** حرمله از سرِ پرخونِ تو نان درآورد تو به این روز سرِ گندمِ ری افتادی سرت آنقدر سبک بود که حتی یکبار نیزهدار تو نفهمید که کی افتادی