نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

هر روز و شب كه بر محنت گریه می كنم بر هر هزار زخم تنت گریه می كنم وقتی كه با دم تو نفس تازه می كنم یاد نفس نفس زدنت گریه می كنم چو شمع پای هر گل تو آب می شوم بر لاله لاله ی چمنت گریه می كنم همراه چشم های فراوان بوریا خون جای اشك چون كفنت گریه می كنم ای سوخته ترین بدن زیر آفتاب بر زخم تاول بدنت گریه می كنم
هنوز نظری ثبت نشده