هر بار روزه بودم و چشمم به آب خورد
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید200+
هر بار روزه بودم و چشمم به آب خورد ای تشنه لب به یاد تو عطشان گریستم حقش نبود پیرهنت را درآوردند عریان شدی و پاره گریبان گریستم در زیر تیغ شمر دعا کردهای مرا از این همه مرام تو حیران گریستم *** کفنی داشت زِ خاک و کفنی داشت زِ خون تا نگویند کسان جسم حسین بیکفن است