هر کوچه که میرفتم سنگی به رُخم میخورد
حنیف طاهریپسندیدن23
بازدید4.5K
هر کوچه که میرفتم سنگی به رُخم میخورد گیسوی سپیدم را بگرفته پریشانی تو بر سر نی بودی، من غبطه به نی خوردم او با تو به هر لحظه، من حسرت یک آنی آن شب که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی؟، از ما تو جدا بودی آن شب که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم، کِی از تو جدا بودم؟!