نیمه شب مثل ابرای بهار می بارم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن7
بازدید1.9K
نیمهی شب، مثل ابرهای بهار میبارم روی دیوار، تک و تنها سرمو میذارم.... آرزومِ سر بابام، روی دامنم بشینه ولی شرمنده از اینکه دیگه چشمام نمیبینه بابای خوبِ رقیه!... ببینمت گوشهی تاریک این ویرونه سر بابا، اومده رو دامنم مهمونِ (دوست دارم برم تو کوچه، با چشایی که می بارن)(۲) بگم آی مردم نامرد ببینید من بابا دارم بابای خوبِ رقیه!... بگو بابا چه کسی منو یتیمم کرده؟!(۲) تو رو کشته دل عمو جون و پرغم کرده؟! الهی خیری نبینه، اون که من رو بیبابا کرد(۲) توی ظهر بیکسی ها تو رو از حرم جدا کرد بابای خوبِ رقیه!...