نیمه شب تا وادی قم پابرهنه آمدیم
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن35
بازدید4.6K
نیمه شب تا وادی قم پا برهنه آمدیم طور موسی خواستیم و تور مشهد جور شد سایهای میخواستیم اندازهی خورشید عرش گوشهی دنجی به زیر سقف گنبد جور شد دست خالی آمدیم عمری در اطراف حرم حاجت ما پیش این آقا نشد رد جور شد پیش سلطان شاه باشی یا گدا منظور نیست با لباس پاره هم که آمدی بدجور نیست با دعاهای کریمان میشود رزقت زیاد تشنه هم حتّی نباشی میرسد آب مراد میخورد با یا علی موسی الرضا زنگ بهشت موقعی که میزند نقارهاش هر بامداد حج اگر حج فقیران شد خدا راضیتر است رسم این حج را به ما موسی بن جعفر یاد داد میهمان دعوت که باشد میرود باب الرضا میهمان ناخوانده باشد میرود باب الجواد من گدای سفرهی دست جوادم از ازل سالهای سال جا افتادهام در این محل سرکشم اما سرم پیش رضا خم میشود عهد من در بندگی اینگونه محکم میشود خوب میفهمم که دارم خوب مستی میکنم چون امینالله من با اشک تواَم میشود هر کجا گفتم رضا دیدم همانجا مشهد است هر کجا گفتم حرم دیدم فراهم میشود مینویسم بر در این کهف اَعوذُبالرضا سگ میان خانهی ارباب آدم میشود با همین بارم، همین بار گناهم میخرند آخرش در خانهی آقا مرا هم میخرند