نیزه را سرور من بستر راحت کردی
حنیف طاهریپسندیدن3
بازدید100+
((نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی)۲ عقل میگفت بمانی به حرم امّا عشق گفت بر نیزه بزن بوسه، اجابت کردی ((نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی)۲ به لب تشنهات آن روز اشارت میکرد خاتمی را که در انگشتِ شهادت کردی ((نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی)۲ اکبر و قاسم و عباس کجایند، کجا؟ عشق چون این همه را بردی و غارت کردی ؟ ((نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی)۲ چیست در تو، همه امروز تو را میجویند ای تنِ بی سرِ سرور، چه قیامت کردی ((نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی)۲ مدعی دیگر مَزَن بیهوده لاف عاشقی این حسین تنها یک عاشق دارد، آن هم زینب است ((نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی)۲ نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نِگَه نامهرسانِ من و توست روزگاری شد و کَس مَردِ رَهِ عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست عشق زینب به تو ای جانِ دلم سوری نیست من به روی تو حسین عاشقِ مادرزادم (نیزه را سرور من بسترِ راحت کردی)۲ شام را غُلغلهی صبح قیامت کردی حسین حسین حسین...