تصویر حاج محمود کریمی - نگو رقیه، بگو کمال روضۀ نگو، رقیه

نگو رقیه، بگو کمال روضۀ نگو، رقیه

[ حاج محمود کریمی ]
نگو رقیه، بگو کمال روضۀ نگو، رقیه
به سمت ارباب نماز عمه زینب و وضو، رقیه

شبیه اصغر نداشت جز شهادت آرزو، رقیه
ز گوش گفته نگفته از فشردن گلو رقیه

ز گوش گفته، نگفته از کشیدگی مو، رقیه
شبیه زهرا دوباره خورده سیلی از عدو، رقیه

رسیده وقتی که دم زند ز روضه مو به مو، رقیه
زبان گشودم منم که شاهد غمی نگفته بودم

به یاد گریۀ بی صدات برای سرخیه اون چشات
بلند گریه میکنم برات

همه عزا شد دلم مقیم سرزمین کربلا، شد
به دست عباس یکی یکی تمام خیمه ها به پا، شد

گذشت نه روز سه سال زندگیِ شاد من عزا، شد
برادرم رفت، تن علی اکبرم جدا جدا، شد

و جسم قاسم پر از رد عمیق نعل اسب‌ها، شد
چه قیمتی داشت دو قطره آب خواستم عمو فدا، شد

سه شعبه آمد، سر علی اصغر از تنش جدا شد
به صدر سینه، نفس نفس و شمر جالس علی، شد

نشستم و بعد، نشست روی سینه و دوباره پا، شد
دوازده بار دم زمین و آسمان من القفا، شد

شروع روضست حرامیان که پایشان به خیمه وا شد
به یاد گریۀ عمه هات برای زنجیر دست و پات

بلند گریه میکنم برات
قدم کمان شد، که قاتلم شکستگّیِ استخوان شد

زمان به سرعت، گذشت و ناگهان رسید، عصرِ غارت
به هر طریقی، مرا زدند روز و شب به قصدِ قربت

به غیر سیلی چقدر تازیانه خورده روی صورت
در آن شلوغی، گره نخورده معجرم نبود فرصت

رسید دستی، به قصد گوشواره‌های من به سرعت
کشید از گوش کشید و بعد از آن فروخت، زیر قیمت

به یاد سپیدی موهات برا ماجرای پر بلات
بلند گریه میکنم برات

پربازدید‌ترین‌های واحد حاج محمود کریمی حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد