
نگاه کن به دلم ای فدای چشم شما خدا کند که بمیرم برای چشم شما ببند پلک و بکُش باز کن که زنده کنی شود هر آنچه بُود اقتضای چشم شما مپرس از چه سپید است موی حیدر تو که پیر کرده مرا ماجرای چه شد که لاله شده همنشین نرگس تو بنفشه از چه نشسته است پای چشم تو تحمل غم محسن اگرچه دشوار است کمر شکن شده اما عزای چشم تو