نگاه میکنم همهش زخمه
حاج اسلام میرزاییپسندیدن2
بازدید200+
نگاه میکنم همهش زخمه یه جای سالم نداری روو تن قاتل تو نیزهها بود و قاتل من خندهی دشمن با کینههای بیحساب تو رو زدن لب تشنه بودی جای آب تو رو زدن با نیّت و قصد ثواب تو رو زدن تو رفتی زینبت شد آواره مونده برام یه پیرهن پاره یه جوری تازیانه زد نامرد که گوشهی لبم شده پاره داداش من حسین مظلومم... بمیره زینبت چرا داداش سر تو روی نیزه آویزه نمیدونی چقدر برام سخته نگاه دورِ محملم تیزه دستم گره خورد به طناب، منو زدن رفتم جلو جای رباب، منو زدن نزدیکیِ بزم شراب، منو زدن کنار خیمه چادرم سوخته داداش نبودی معجرم سوخته رقیّه دیشب درِ گوشم گفت: عمّه ببین موی سرم سوخته وای حسین، وای حسین... ***** قافله سالار من، کجایی ای دوای دردم؟ پی تو هر کجا میگردم، تو رو توو قتلگاه گم کردم ای بدنِ صدپاره، روو خاک داغ این صحرایی چرا مُقَطَّعُ الاعضایی، بگو کجا برم تنهایی؟ حسینم، حسینم...