نگاه رحمتت بر ماست، می دانم كه می آیی
حاج سعید حدادیانپسندیدن0
بازدید6.3K
نگاه رحمتت بر ماست، می دانم كه می آیی ز اشك دوستان پیداست، می دانم كه می آیی گذشته چهارده قرن و هنوز ای یوسف زهرا تو تنها و علی تنهاست، می دانم كه می آیی به گوش شیعه از پشت در آتش زده گویا صدای ناله ی زهراست، می دانم كه می آیی به یاد كربلا، كرب و بلا شد عالم امكان زمان هر روز عاشوراست، می دانم كه می آیی هنوز آیات قرآن از لب جدت به نوك نی به گوش زینب كبراست، می دانم كه می آیی به یادِ آب آبِ تشنگان، چشم محبانت ز اشك و خون دل دریاست، می دانم كه می آیی هنوز آن زخم پیكانی كه بر چشم عمویت خورد به چشم خون فشان ماست، می دانم كه می آیی تماشای خیالی سر اصغر به نوك نی شرار آتش دلهاست، می دانم كه می آیی