نگاه او دل از ارباب میبرد
حاج جواد حیدریپسندیدن1
بازدید37
((نگاه او دل از ارباب میبرد)۲ (ز چشم اهل کوفه خواب میبرد))۲ (اگر سقا به باران امر میکرد)۲ (تمام کربلا را آب میبرد)۲ (کسی یاری از او بهتر ندیدهاست)۲ هواداری از او بهتر ندیدهاست (نه اینکه من بگویم، دشمنش گفت علمداری از این بهتر ندیدهاست)۲ (به میدان زد تماشاگر فلک شد ثناگوی ابوفاضل مَلَک شد)۲ (انا ابن الحیدرش وقتی که پیچید)۲ ز وحشت حرمله زهره ترک شد همین که از شریعه سر در آورد صدای ضجه از لشکر در آورد خبر دادند سقا رفته میدان (ز خوشحالی رقیه پر در آورد)۲ خوشا آنان که با تو در تماساند ز عطر و بوی تو سر مستِ یاساند نه تنها در زمین، در آسمانها (تو را بابالحوائج میشناسند)۲ (شده مثل پدر الله اکبر)۳ رَوَد سوی خطر الله اکبر دم ظهر است اما در شریعه (نمایان شد قمر الله اکبر)۲ (دلی داره قلامت یا ابالفضل)۲ سند خورده به نامت یا ابالفضل همه مردای عالم اینو میگن (به قربون مرامت یا ابالفضل)۲ الا ای ساقیِ بی دست عباس سه شعبه دیدهات را بست عباس نمیخواهد به فکر خیمه باشی (خیالت جمع زینب هست عباس)۳ ******** برو فکری به حال خیمهها کن مرا تنا در این صحرا رها کن تو تا دیدی مرا غرق جراحت شکستی از کمر کوهِ صلابت حرم طاقت ندارد حالِ من را جدا از تن ببیند بالِ من را (برو خیمه دلِ زینب نلرزد)۳ (تنِ سقا به یک مویش نیارزد)۲ چه فرقی میکند بود و نبودم فدای خواهرت کل وجودم اگر زخم سرم دارد وخامت (الهی که سر زینب سلامت)۲