نگام ميكني دوس دارم آب شم
میثم مطیعیپسندیدن3
بازدید1.3K
نگام ميكني دوست دارم آب شم ميخوام از خجالت برم تو زمين به جز گريه چيزي ندارم بگم پشيمونم از كار زشتم، همين چقدر سخته احساس شرمندگي يكي قفلو از بغض من وا كنه زمان كاشكي سمت عقب برميگشت زمين كاش زير پام دهن وا كنه مسير تورو بستم از هر طرف عذابم ميده صحنهي اون گناه به قرآن دوسِت دارم از عمق دل ببخشين، حلالم كنين، روم سياه «ای حُر! تو مگو ما را بدان شَه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست» يه جفت حلقهي اشك دور چِشام يه جفت چكمهي جنگي رو گردنم اجازه بدي برميگردم پيشت ميخوام اشتبامو تلافي كنم همونجوري كه مادرت دوست داره ميخوام از غم عشق تو پُر بشم همونجوري كه مادرم دوست داشت مثِ روز اول، بازم حُر بشم منو توي آغوش گرمت بگير بيا و قبول كن پشيمونيمو با دستمال زردت بيا و ببند دلِ خسته و زخم پيشونيمو