نوبت رسیده به گلو باید برم که خیلی دیره
علی کبیریپسندیدن2
بازدید91
نوبت رسیده به گلو باید برم که خیلی دیره دستم بجای کوچه باید ضربهی شمرو بگیره اون نانجیبی که روبهروشه با نیزه قصدش، زیرِ گلوشه دستا سپر شد، دفعِ خطر شد کنایهای بگم که بازم دردسر شد مقتل رو خوندم، خیلی دلم سوخت تیر سه شعبه هردوتاشونو بههم دوخت ایوای ایوای ایوای روی سینهی حسین، لحظههای آخره پسرِ امام حسن، مثلِ علی اکبره ایوای ایوای ایوای سُمِّ مرکب میکنه، این نهال و زیر و رو زنده زنده بریدن سرشو مانند عمو ****** به سمتِ گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سرِ تو دعوا شد، صیحه کشیدم من سرِ تورو بردن، دیر رسیدم من (ای حسینم، ای حسینم...)