نه هیچ پیروهن آقا رساند بوی تو را
مهدی رعناییپسندیدن2
بازدید300+
نه هیچ پیروهن آقا رساند بوی تو را نه چشم پر گنهم دید ماه روی تو را قرار بود که من زینت شما باشم حلال کن که فقط بردم آبروی تو را (یا صاحب الزمان) به شوق اینکه مرا خاک پا خطاب کنی به چشم میکشمش خاک پاک کوی تو را و کاش لحظهی مرگم ببینمت تا که به گور خود نبرم شوق و آرزوی تو را ******** نه به اندازهی علی اکبر ولی آنقدرها جگر داریم تو به روی خودت نیاوردی ولی ما از دلت خبر داریم به همین ذکر یا علی مادر که نوشتیم روی پیشانی همهی آرزوی ما این است بر تن ما کفن بپوشانی تو به خیمه بمان مراقب باش دایی ما غم تو را نخورد آنقدر غصه خورده که لااقل غصهی ماتم تو را نخورد دو برادر کنار هم بهتر میتوانند یاورش باشند میتوانند در مقابل سنگ روی نی حامی سرش باشند آنقدر تیر و نیزه میبارد خم به ابرویمان نیاوردیم مادرم تو دعا کن آخر کار لااقل تکه تکه برگردیم ******* تو را بخاطر دِرهم چه دَرهمت کردند ****** بر لبان شمر من دیدم تبسم آمده اولین بار است زینب بین مردم آمده