نه نسيمم كه به هر كوه و چمن سر بزنم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.6K
نه نسيمم كه به هر كوه و چمن سر بزنم نه كبوتر كه به هر بام و دري پر بزنم از ازل داشتهام يك دل و دادم به يكي نيستم عاشق اگر جز در دلبر بزنم نه در خانه ببندد كه براند ز درش نه گذارد كه جز اين در در ديگر بزنم گاه بگشوده در رحمت و راهم داده گاه در بسته كه من بار دگر در بزنم عهد و پيمانم از آغاز همين بود همين كه دم از آل علي تا دم آخر بزنم دست من بشكند و پاي من از كار افتد گر دري غير در خانه ی مادر بزنم