نهان از چشم طفلان آمدم گیرم سر راهت
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید600+
نهان از چشم طفلان آمدم گیرم سر راهت كه گیری در بغل یك بار دیگر دختر خود را اگر نازی كند دختر خریدارش بُود بابا بزرگی كن ببوس این دخترِكوچكتر خود را ز دورا دور دیدم عمه زیر حنجرت بوسد مگر آماده كردی بهر خنجر، حنجر خود را مرا یك حرف باشد با تو آن هم از عطش مُردم برو در علقمه فرمان بده آب آور خود را به گهواره نظر انداختم دیدم بُود خالی كجا بردی نیاوردی علیِ اصغر خود را شنیدم ساربان بی حیا مانده در این صحرا برای حفظ انگشتت مبر انگشتر خود را