نمی رود اگر از این بدن برون جانم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.8K
نمی رود اگر از این بدن برون جانم بهای دیدن روی تو را نمی دانم دلیل دوری ام از تو همیشه معلوم است كه من فقط به زبان، شیعه و مسلمانم میان هفته كه هیچ، جمعه هم حتی برای آمدن تو دعا نمی خوانم ولی خوشم كه غلام حریم امن توأم به كار خویش به لطف تو وا نمی مانم مرام اهل كرم بخشش است و بی منت چه بد، چه خوب، گدای سرای جانانم به این گدا شود آیا تو افتخار كنی خدا كند كه دلت را دگر نرنجانم ز نوكریِ تو و جدّت آبرو دارم كه سائل اَزَلیِ قدیم الاحسانم حرام باد به من زندگی بدون حسین ز لحظه ای كه نشد خرج او پشیمانم به عشق كربُبلا می رود دل از دستم كه سائل حرم شاه علقمه هستم