نمی تونم ببینم عموم تو قتلگاهه
حسین سیب سرخیپسندیدن7
بازدید3.5K
نمیتونم ببینم عموم تو قتلگاهه پناه کل عالم غریب و بی پناهه نمیتونم ببینم عموی من غریبه امیر و هستی من بی یاور و حبیبه صدای وا غریباش آتیش زده به جونم گریههای رقیه دیگه برید اَمونم عمه نگو به من که کوچیک به سن و سالی بگو به من چرا پس گهواره مونده خالی دلتنگ قاسمم من کجاست علی اکبر عمه بزار برم من مونده عمو بی یاور ببین میون لشکر تنها شده عمو جون به دور قتلگاهش گرفته حالهی خون عمه منو رها کن ببین که غرق آهم من آخرین امید عمو توی سپاهم نمیتونم خدایا تو خیمهها بمونم ببخش منو ای عمه به لب رسیده جونم