نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سجاد محمدی - نمی‌شد حدّاقل طِبقِ شریعَت بکُشند؟!

نمی‌شد حدّاقل طِبقِ شریعَت بکُشند؟!

[ سجاد محمدی ]
نمی‌شد حدّاقل، طِبقِ شریعَت بکُشند؟!
مگه می‌شه کسی رو، فقط سه ساعت بکُشند؟!

بهتره پا نَکِشی، این‌همه غوغا نکُنی
اگه می‌خوای پامو به، مَقتَلِ خون وا نکُنی

وقتِ جداشدن که نیست
رفتی و دستِ من که نیست
اِشاره می‌کنی نیا
قتلگاه جای زن که نیست

*****

(سرِ پیراهنِ تو گریه‌ی ما را درآوردند)
...
(از غُصّه آب شدم، خونه‌خراب شدم
شرمنده‌ی زینب و روی رُباب شدم

اگه بِره سرَم رُو نِیزه‌ها
فدا سرِ تموم بچّه‌ها)
...
(دیگر مرا امُّ‌البَنین نخوانید
امُّ‌البَنین دیگر پسر ندارد)
...
(سَقّای دشتِ کربلا، اباالفضل، اباالفضل
دستَش شده از تن جدا، اباالفضل، اباالفضل)
...
(خَلق می‌دانند در بِهداریِ قُربِ حسین
دردها را بیشتر عبّاس درمان می‌کند)
...
(همه‌عُمر بَرندارم سَر از این خمارِ مَستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی)

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل