نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

نمیدونم چرا دلم آشوبه دل نگرون حال بچههاتم فکر نکنی که زینبت بریده تا آخر دنیا داداش باهاتم یه یاعلی بگو رو پا بلندشو دشت و سر یزیدیا خراب کن اصلا همین شبی بزن به میدون اصلاً داداش روی منم حساب کن چادرمو دور کمر میبندم خودم دفاع از حرم میکنم غصّه نخور هرکی بیاد این طرف با ذوالفقار پاشو قلم میکنم نمیدونم چرا دلم گرفته بیا باهم یه ذرّه صحبت کنیم به یاد روزای خوب مدینه با همدیگه امشب و خلوت کنیم یادمه شرط ازدواجم بودی گفتم محاله از حسین جداشم حتی اگه یه روز بیاد که با او مجبور بشم راهی کربلاشم قرار نبود تنهایی جایی بری قرار نبود که من تنها بمونم تو روی نیزهها سفر میکنی منم با این نامحرما بمونم از این به بعد خواب به چشام نمیاد از این به بعد با غصّهها مانوسم نیّتم اینه امشب و حسین جان زیر گلوتو هی تا صبح ببوسم
هنوز نظری ثبت نشده