نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

نمیدونم منم اینجا دلم واسه حسین سوخت همین جا که سه شعبه ام روی سینه اش بچشو دوخت پریشونه حسین دلش خونه حسین میخواد خیمه بره اما نمیتونه حسین خجالت میکشه ریاضت میکشه دیدم خونه علیشو روی صورت میکشه شیش ماهشو زیر عبا کرد پنهون اما تهِ تیر از عبا زد بیرون خودم دیدم بره تا خیمه از شرمندگی مرد برا دفنش تا پشت خیمه ها قنداقه شو برد حالا من میرمو میگیرم جیرمو شده از زیر خاک من این سرو میگیرمو که صیادش منم زمینم میکَنم اگه پیداش نکردم خاکو نیزه میزنم من در میارم این سرو با نیزه کلا علیِ اصغرو با نیزه
هنوز نظری ثبت نشده