نقش هر کتل مزمون غزل
محمدحسین حدادیانپسندیدن36
بازدید1.7K
نقش هر کُتَل، مضمون غزل شاهِ لَمیَزَل ابیعبدالله، ابیعبدالله شیرینیِ شور، حس پُر غرور ای مصباح نور ابیعبدالله، ابیعبدالله من با این علاقهای که به تو دارم میگذره ثانیههای روزگارم همهی لذت دنیای من اینه سرمو روی ضریح تو بذارم کاری که بارون کنه چشمام براتون کنه چشمات میتونه کُل عالَم رو مجنون کنه بیشک اراده کنه میتونه تو رقص باد زلف تو روی نیزه آدم مسلمون کنه یا اباعبدالله آقای من، یا اباعبدالله آقای من... ای زیبا سرشت، کلِ سرنوشت آقای بهشت ابیعبدالله، ابیعبدالله یارِ مهربون، تو قلبم بمون جاری مثل خون ابیعبدالله، ابیعبدالله میکِشم منت چشمامو که واسهات مثل اَبری که دلش پُره ببارن این وصیت منه که بعد مُردن که جنازهامو توی حرم بیارن باید به عشق فقط روضهنشینی کنم مثل خود تو باشم، عرشو زمینی کنم این آرزوی منه، میخوام به عشق خودت دنیا رو مثل عباس اُمُّالبنینی کنم شنبهها که میشه با اُمُّالبنین کار دارم ناامیدی واسه چی وقتی علمدار دارم هر کی یه عکسو زده توی اتاقش، منم تو اتاقم عکس تمثال علمدار دارم بَرَمگردون حسین من اصلاً حالم اینجا روبهراه نیست روزام میگذره هِی با خاطرات کربلا فدا موکب و اون بند و بساطِ کربلا شبیه بچهها دوباره گریه میکنم من از اُمُّالبنین میخوان بَراتِ کربلا *** مُرده زنده میکنه بیا ببین، سفرهی اُمُّالبنین میده خرج کربلای اربعین سفرهی اُمُّالبنین رومو هیچ موقع نمیزنه زمین سفرهی اُمُّالبنین گرههای کورو وا کرده همین سفرهی اُمُّالبنین یا اُمُّالبنین گرفتارم یا اُمُّالبنین تو رو دارم یا اُمُّالبنین چی کم دارم؟ *** اگه تنها بشم بغل وا میکنی همهاش با تلخیهام مدارا میکنی با دستای رقیهات هِی گره وا میکنی *** عمو مواظب چشمات باش مراقب دستات باش سکینه با چه حالی آورده مَشکِ خالی همیشه به حرفت عمل کردی عمو برو ولی قول بده برگردی عمو *** سقّای دشت کربلا اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل