نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

نفس نفس زد تیر هارو پس زد دست روی دست زد علی ام رو كشتن این شد مصیبت صورت رو صورت میگه با حسرت علی ام رو كشتن تو بیا یه بار دیگه قدم بزن مقابل من واسه من یه اذونی بگو علی دل باباتو نشكن پسرم بابای پیرت رو نگاه كن چه بلایی اومد به سرم رحمی به حال خیمه ها كن میمیرم از غمت میمیرم از غمت دیگه شكستم میلرزه دستم چشماتو بستم گریه ام بلنده بچه ام رو كشتن ولدی ولدی ولدی علی اكبرم ولی دیگه شكستم میلرزه دستم چشماتو بستم گریه ام بلنده میبینی اكبر این دم آخر داره یه لشكر به من میخنده آقام آقام آقام آقام حسین چی به روز تو اومده كه از تن تو چیزی نموده گریه های بلند بابات عمه رو تا اینجا كشونده پاره پاره پیكر تو چه جوری من رو هم بچینم چشم من هی سیاهی میره چند تا علی اكبر میبینم شكسته ابروت شبیه بازوت من مات و مبهوت خیره به جسمت آخرش از من تو رو گرفتن دعوا دشمن بود سر اسمت نیزه خوردِ به پهلوی تو آینه نبی شكسته علی چشماتو باز كن ببین زهرا كنار من نشسته تو نبودی مدینه علی دست های بابامون رو بستن پشت در چهل نفر بی خبر پهلوی مادر رو شكستن
هنوز نظری ثبت نشده