نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(نفس نفس بریده بودم، دیدم) ۳ مدینه رو ندیده بودم، دیدم یه لحظه یاد فاطمه افتادم (چیزایی که شنیده بودم، دیدم) ۲ (طوعه رو از پشتِ در به خونه برگردوندم) ۲ (تو کوچه گیر افتادم، روضهی زهرا خوندم) ۲ لشکریانِ خیرهسر، چهل نفر به یک نفر فاطمه مونده پشتِ در، چهل نفر به یک نفر در وسط کوچه تو را میزدند کاش به جای تو مرا میزدند الهی غم نبینی که غم دیدم خندهی مَردم و به گریهم دیدم به جای قُنفُذ و مُغَیره اینجا حرمله و خولی رو باهم، دیدم شلوغه دور شمر و، منم که تنها موندم برام که گودال کَندن، روضهی گودال خوندم لشکریانِ بیوفا، نمیبُرن سر از قفا عقیله میزنه به سر چند نفر به یک نفر؟ شبیه مادر زدنت غریب گیر آوردنت جلو زنا میزدنت با اسب رفت روی تنت **** (کوفهی بیحیا که جای زن نیست)۲ بازارا جای سوزن انداختن نیست خدا اباالفضل و نگه داره که خیلی از حرفا قابل گفتن نیست یابنَ رسولَ الله من دعا به جونت کردم حرف پیمبر اومد یادِ جوونت کردم فَقَطَّعوهُ بِالسُیوف، هِجا هِجا شده حروف مقابل چشم پدر چند نفر به یک نفر؟ وَلَدی علی... خیز و از جا آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم ببر
هنوز نظری ثبت نشده