نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(نفس نفس بریده بودم، دیدم مدینه رو ندیده بودم، دیدم) ۲ یه لحظه یاد فاطمه افتادم (چیزایی که شنیده بودم، دیدم) ۲ (طوعه رو از پشتِ در به خونه برگردوندم) ۲ تو کوچه گیر افتادم، روضهی زهرا خوندم) ۲ (لشکریانِ خیرهسر، چهل نفر به یک نفر فاطمه مونده پشتِ در، چهل نفر به یک نفر...)۲ **** (الهی غم نبینی که غم دیدم خندهی مَردم و به گریهم دیدم به جای قُنفُذ و مُغَیره اینجا حرمله و خولی رو باهم دیدم) ۲ شلوغه دور شمر و منم که تنها موندم (برام که گودال کَندن، روضهی گودال خوندم) ۲ (لشکریانِ بیوفا، نمیبُرن سر از قفا)۲ عقیله میزند به سر، چند نفر به یک نفر؟ مگه گودال چقدر جا داره؟ شلوغه گودال زینب بالای مقتل ببین رفته از حال حسین آه... ******** کوفهی بیحیا که جای زن نیست بازارا جای سوزن انداختن نیست خدا اباالفضل و نگه داره که خیلی از حرفا قابل گفتن نیست یابنَ رسولَ الله من، دعا به جونت کردم حرف پیمبر اومد، یادِ جوونت کردم فَقَطَّعوهُ بِالسُیوف هِجا هِجا شده حروف (مقابل چشم پدر چند نفر به یک نفر؟) ۲ قطعه قطعه بدنت را کردند اشک چشم امام را دیدند آی مردم بلند بلند گریه کنید به امامم بلند خندیدند حسین آه... حسین جان کوفه نیا...
هنوز نظری ثبت نشده