نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

نفس، نفس بریده بودم، دیدم مدینه رو ندیده بودم، دیدم یه لحظه یاد فاطمه افتادم چیزایی که شنیده بودم، دیدم (طوعه رو از پشت در به خونه برگردوندم) ۲ (تو کوچه گیر افتادم روضهی زهرا خوندم) ۲ (لشکریان خیرهسر چهلنفر به یکنفر) ۲ (فاطمه مونده پشت در چهلنفر به یکنفر) ۲ آه، اباعبدالله ... الهی غم نبینی که غم دیدم خندهی مردمو به گریهم دیدم به جای قنفذ و مغیره اینجا حرمله و خولی رو با هم دیدم شلوغه دور شمر و منم که تنها موندم (برام که گودال کَندن روضهی گودال خوندم) ۲ (لشکریان بیوفا نمیبُرن سر از قفا) ۲ عقیله میزند صدا چند نفر به یکنفر(۲) آه، اباعبدالله ... کوفهی بیحیا که جای زن نیست (۲) بازارا جای سوزن انداختن نیست خدا اباالفضل رو نگهداره که خیلی از حرفا قابل گفتن نیست یَابنَ رسولُ الله، من دعا به جونت کردم (حرف پیمبر اومد یاد جوونت کردم) ۲ (فَقَطَّعوهُ بِالسُیوف هجا هجا شده حروف) ۲ (مقابل چشم پدر چند نفر به یکنفر) ۲ آه، اباعبدالله ...
هنوز نظری ثبت نشده