نشستی در دلش تا مهربانی را نگین باشی
امیر برومندپسندیدن12
بازدید12.1K
نشستی در دلش تا مهربانی را نگین باشی امین و همدم و دلدار ختمُ المرسلین باشی به گوش کوه نور از عشق خواندی، آسمان فهمید که تو خورشید تابانِ پس از هر اربعین باشی خداوندت سلامت داده پیش از بعثت خاتم که مشمول دعای ویژهی روحالامین باشی تو ایمان داشتی که مصطفی ختم رسولان است خدا هم خواست که در بین زنها اولین باشی تو را که برتری دادند بر آسیه و مریم بشارت داده پیغمبر که اُمُّ المؤمنین باشی شهادت داد شِعب رنجهایت این چنین دیده در آن سختیِ جانفرسا به عزمی راستین باشی به هر صحرا صبا نجوا نموده، دینِ داور را به دوشادوش احمد، سالها حِصن حَصین باشی پیمبر بعد تو أینَ الخدیجه بر زبانش بود همین دارد نشان بانو، برایش بیقرین باشی زنان یثربی هم مثل مکّه بیوفا هستند تو حق داری برای دخترت زهرا حزین باشی **** اَما فیکُم مُسلِم جلوی چشمای گریونِ حسن اَما فیکُم مُسلِم مادرِ زخمی رو شلّاق نزن **** هر وقت که بارون میباره دست رو دلم میذاره هر وقت که بارون میباره خدا هم گریه داره زیر بارون، کسی نمیبینه گریههامو زیر بارون، نمیشنون هقهق صدامو بیوفا بارون جات خالی بود کربوبلا بارون **** تیرِ در چشم اباالفضل به آن روز انداخت این که اندازهی تیر است تمام بدنش