نشستهاند دم در علی و زهرا هم
حاج علی کرمیپسندیدن15
بازدید800+
نشسته اند دم در علی و زهرا هم محرّم آمده هر خانه پر فروغ شده هزار شکر حسینیهها شلوغ شده هزار جنگ بیاید، هزار آتش و دود عزای اعظم ما برقرار خواهد بود (ما نباشیم دیگران هستند خلوت این روضهها نخواهد شد کار آن کس که شاه هر دو سراست لنگ امثال ما نخواهد شد ما برای حسین میمیریم مرد حرفش دو تا نخواهد شد) بدون کبر و بدون ریا بدون ادا خوش آمدید رفیقان سیّدالشهداء خوش آمدید که این خانه خانهی کرم است و این حسینیه باطناً خودش حرم است نگو که مستحب است این همه عزاداری که هرچه واجب از این مستحب شده جاری واجب عینیست گریه قابل تبدیل نیست کعبه هم تعطیل باشد روضه هن تعطیل نیست از تو ممنونم مرا هم دعوتم کردی حسین سلتم مَحرم رازم سلام آقاجان دعا کن اوّل ماهی برام آقاجان بگیر دست مرا خسته ام پریشانم چگونه شکر بگویم دوباره گریانم چگونه شکر بگویم اجل امانم داد نمیشود به دلم آتش تو سرد حسین زمانه گرچه مرا از تو دور کرد حسین حسین بی تو بهشت ارزنی نمیارزد سه بار نام تو بُردم چقدر دلم لرزید عجیب نیست دلم با غم تو صاف شده لباس خونی تو بین عرش باز شده همان لباس که سرنیزه زیر و رویش کرد و از نظارهی این صحنه مادرت... والشّمر جالس نفس مادرت گرفت به طعنه گفت سنان در کنار پیکر او شفا گرفته مگر میبرید پیرهنش آن قدر بر ان پاره بدن نیزه فرو رفت پیراهن صد پارهی او سخت درآمد مسلمونم نبودی حق نداشتن که عریانت کنند مسلمونم نبودی حق نداشتن که پریشانت کنند مسلمونم نبودی حق نداشتن بهت بی راه بگن چی میخوان روز محشر در جواب رسول الله بگن نه خاکت کردند، نه آبت دادند چقدر با تیر و نیزه پیچ و تابت دادند سر پیراهن عذابت دادند چقدر با تیر و نیزه پیچ و تابت دادند میخوانم این گونه از سر دارم تنها ترین آقای عالم دوستت دارم میخواستم از غصّههایت کم کنم امّا حالا که میبینم خودم سنگین ترین بارم اندازهی بازار داغ نیزه و شمیر دستان سنگین عربها داده آزارم دندون من شکست فدا سرت حسین فدایِ تار موی اکبرت حسین از ما گذشت ولی خدا خیر کنه به دندونای شیری دخترت... دستای سنگین میونشون پره صورتش اصلاً به سیلی نمیخوره در آن بازار بابا هرکه رد میشد مرا میزد