نشد بمونم سر قرارم
حسین محمدی فامپسندیدن7
بازدید2.2K
نشد بمونم، سرِ قرارم محاله دیگه، دووم بیارم اینجا کسی رو حرفش نیست دلشوره دارم کوفه نیا که اصلاً حیا ندارند داغتو رو دلِ خواهرت میذارند با همدیگه قراراشونو گذاشتند برای کشتنت خیلی بی قرارند کوفه نیا صرف نظر کن برگرد برگرد برگرد از خانواده دفعِ خطر کن برگرد برگرد برگرد نیرنگ کوفه را بی اثر کن برگرد برگرد برگرد حرمله اینجا، چشم انتظاره بزرگ و کوچیک، براش نداره مطمئنم برا کشتنت کم نمیذاره اینجا برای تو نقشهها کشیدند برای اسبها نعلِ تازه خریدند این آدمهایی که من دیدن تو کوفه برای درهمی دینشون رو میدند همدردی اینجا فرضِ محاله برگرد برگرد برگرد خونِ تو واسه اینها حلاله برگرد برگرد برگرد آقا تو را به جانِ سه ساله برگرد برگرد برگرد غریب کشی یک، مرامه اینجا رحم و مروت نداره معنا خیلی گرفته کار و بارِ نیزه فروشها چیزی که اینجا پیدا نمیشه مَرده دلای مردمش خیلی سخت و سرده دیدم یکی از همین حالا برای عبای تو پیِ مشتری میگرده دست مخدرات رو بگیر و برگرد برگرد برگرد دارند تو سینه بغض غدیر رو برگرد برگرد برگرد هر جور شده دوباره مسیر و برگرد برگرد برگرد آقا تو را به جان سه ساله برگرد برگرد برگرد