نذر خون جگرت باد ،جگر داشتنم
حاج منصور ارضیپسندیدن0
بازدید800+
نذر خون جگرت باد ،جگر داشتنم سپرسینه ی تو سینه سپر داشتنم خاك پای پسران تو پسر داشتنم سر به زیرم مكن ای شاه به سر داشتنم سر كه زیر قدم یار نباشد سر نیست خواهری كه به فدایت نشود خواهر نیست حاضرم دست به گیسو بزنم- رد نكنی خیمه را با مژه جارو بزنم- رد نكنی حرف از سینه و پهلو بزنم- رد نكنی شد كه یك بار به تو رو بزنم- رد نكنی؟! تن تو گر كه بیفتد تن من می افتد تو اگر جان بدهی گردن من می افتد تو گرفتاری و من از تو گرفتارترم تو خریداری و من از تو خریدارترم من كه از نرگس چشمان تو بیمارترم بخدا از همه غیر از تو جگردار ترم امتحان كن كه ببینی چقدر حساسم بخداوند قسم شیرتر از عباسم بگذارم بروی،باز شود حنجرتو یا به دست لبه ای كُند بیفتد سر تو جان انگشت تو افتد پی انگشترتو می شودجان خودت گفت به من خواهرتو؟ طاقتم نیست ببینم جگرت می ریزد ذره ذره به روی نیزه سرت می ریزد