ندایی داد زینب مادرش را
محمدحسین پویانفرپسندیدن7
بازدید9K
ندایی داد زینب مادرش را ببین دیر آمدی بردند سرش را برای حفظ پیراهن، توان رفت دیگر از من مخواه انگشترش را **** روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد من بیوضو زلف تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم **** سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادرِ زینب نه مَحرمی نه توانی به روی ناقهی عریان مگر زِ علقمه آید امیرِ لشکرِ زینب