نجّار کاش از ابتدا بیمیخ، در میساخت
سید امیر حسینیپسندیدن100+
بازدید17.8K
نجّار کاش از ابتدا بیمیخ، در میساخت هرگز کسی اینگونه دردسر، نمیخواهد مادر تقلا میکند قدری رها گردد دیوار پیله کرده، میخ در نمیخواهد (آی مادرم) 4 داد از این درد که افتاده به جانم، ای داد من زمین خوردهترین مرد جهانم، ای داد من جوانم، تو جوان، پیر شدی، پیر شدم زود میافتد از این غم ضربانم، ای داد نوزده سالگیات قسمت ما حیف نشد۲ چشم خوردیم من و تازه جوانم، ای داد من که لب دوختهام امّا جگرم را چهکنم؟ میشود تا دو سه خط روضه بخوانم، ای داد همه شهر به افتادنمان خندیدند همه دیدند که پاشید توانم، ای داد هفت جای بدنم تا در مسجد بشکست و نمیشد به تو خو را برسانم، ای داد همه گفتند که علی بود و زنش را کشتند من جگرسوخته از زخم زبانم، ای داد در خیبر، صف دشمن همه هیچ این غم را نتوانم، ای داد