نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(نامش شریفه بود و شرافت ملازمش)۲ شان و شکوه حلقه به گوشِ مداومش مستوره بود و معجرِ او شَهپرِ مَلَک خورشید بود ذرهای از مهرِ دائمش بنت الکریم بود و کرامت خصالِ او بنت الجلال بود و متانت مکارمش مانند کوه بود وقارش نمیشکست منصوره بود، زینب کبری معلمش در خیمه سوخت چادرش اما رها نشد در بین شعله، حجابِ مقاومش پهلو شکسته بود و رخش نیلی و کبود بشناس بنت فاطمه را از علائمش (از زیرِ پا عقیله تنش را برون کشید)۲ اما دگر شکسته شد آن قدِ قائمش دنیا به بچهها حسن خوب تا نکرد این از شریفه و آن بود قاسمش **** اشکِ سر بریده در آمد که پا گذاشت زینب میانِ سلسله در مجلسِ یزید بینِ جامِ شراب و سرِ امام چندان نبود فاصله در مجلسِ یزید داغِ رباب تازه شد آن لحظهای که دید بالا نشسته حرمله در مجلسِ یزید (بزمِ شراب بود و چه کردند پای تشت)۲ رقاصهها در پِی صله در مجلسِ یزید
هنوز نظری ثبت نشده