نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ناز این دلبر خوش چهره كشیدن دارد نمك عشق اباالفضل چشیدن دارد تیغ كافی است ترنج از سر راهم بردار مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد هروله، سعی و صفا یاد تو انداخت مرا صحن بین الحرمین است دویدن دارد حق بده دست به سوی كمرش بُرد حسین داغ تو داغ بزرگی است خمیدن دارد اضطراب حرم از تشنگی مشك تو نیست بی علمدار شدن رنگ پریدن دارد
هنوز نظری ثبت نشده