نازل شده به دفتر ما جا و سین و نون
علی اکبر حائریپسندیدن23
بازدید10.8K
نازل شده به دفتر ما حا و سین و نون باران وحی آمده با حا و سین و نون لکنت است زبان فرشتگان شد عین و را و شینِ خدا حا و سین و نون گفتیم اسم اعظم پروردگار چیست درجا ندا رسید که یا حا و سین و نون ما هر چه خواستیم نوشتند مستجاب چون خواندهایم قبل دعا حا و سین و نون حالا که گفتهاند به عشقش نفس بزن باید حسین دم شود و بازدم حسن ما سائلان دست به دامان گرفتهایم کشکول زیر نم نم باران گرفتهایم از قطرههای آب وضویت همیشه آب از نان خوران خانهی تو نان گرفتهایم ما از جُذامیان سر راهت از قدیم دارو برای نسخهی درمان گرفته ایم وقت سلوک از لب دکّان اهل ذکر ذکر حسین جان و حسن جان گرفتهایم از لحظهای که در به درِ در زدن شدیم موقوفهی امام حسین و حسن شدیم موسی همین که گفت حسن جان کلیم شد از لقمههای علم تو لقمان حکیم شد عیسی شفا گرفت و مسیحا شد و سپس در چهارمین حریم شفایت مقیم شد جبریل با بهانهی وحی آمد و نشست از عشق آب و دانهی تو یا کریم شد حتی گدای خانهات از سفره دارهاست از همنشینیات رمضان هم کریم شد از تمام بیشترها بیشتر بخشیده است به ابوذرها همین بخشنده زر بخشیده است تازه از سهم نداریهای خود هم بارها در مدینه نخل را قبل از ثمر بخشیده است دشمنش بودند آنها که نمکگیرش شدند بس که درهم را حسن از پشت در بخشیده است قاتل خود را همین آقا به قانون خودش قبل از آنکه زهر آید تا جگر بخشیده است در میان اهل بخشش خوانده اند او را کریم چون به نام خود نه با نام پدر بخشیده است حسن آرام جانم